دانلود سریال game of thrones

دانلود و اخبار سریال game of thrones

دانلود سریال game of thrones

دانلود و اخبار سریال game of thrones

اخبار و دانلود سریال game of thrones

دانلود ، اخبار ، بازیگران ، عکس و همه چیز از سریال game of thrones

آخرین نظرات

جان همچنان که به اخرین کلمات استاد ایمون می اندیشید ، احساس نگرانی وجودش را فرا گرفت . پیرمرد به او گفته بود :
" اجازه بدین تا اخرین مشورتم رو به جناب لرد بدم . همون مشورتی رو که در آخرین دیدار با برادرم بهش گفتم . وقتی شورای بزرگ اون رو برای نشستن بر تخت آهنین انتخاب کرد ، سی و سه سالش بود . مردی بالغ که چندین پسر داشت ، اما یجورایی هنوز یه پسر بچه بود . اگ در وجود خودش معصومیت داشت ، یه شیرینی که همه ما دوستش داشتیم .  اون روز من بهش گفتم ، پسر بچه درونت رو بکش! ، و بعد برای اومدن به دیوار سوار کشتی شدم . حکومت به یه مرد احتیاج داشت ، به یه اگان تارگرین ، نه یه اگ ! پس پسر بچه درونت رو بکش جان اسنو ، و بذار تا مرد درونت متولد بشه . "
سپس صورت جان را لمس کرده و ادامه داده بود
" تو نصف سن اگ رو داری و بار مسئولیتت خیلی سنگین و ظالمانه است. از دوران فرماندهیت لذت کمی خواهی برد . اما من فکر می کنم که قدرتی تو وجودته که تمام کار ها رو به خوبی هدایت می کنه . اون پسر بچه رو بکش جان اسنو . زمستان در راهه ، پسرک رو بکش و اجازه بده تا اون مرد متولد بشه ."

از دیالوگ های ماندگار کتاب نغمه یخ و آتش

بین جان اسنو و ایمون تارگرین (استاد ایمون)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۰۷
محسن حیدری

کتلین: تو اولین پادشاهی نیستی  که زانو زده، همون طور که اولین استارک هم نیستی که زانو میزنی.
راب: هرگز.
کتلین: هیچ شرمی در این کار نیست.
 بیلون گریجوی وقتی شورشش شکست خورد،در برابر رابرت زانو زد.
تورهن استارک پیش از اونکه ارتشش با آتیش مواجه بشه، مقابل اگان فاتح زانو زد.
راب: مگه اگان فاتح پدر تورهن استارک رو کشته بود؟

دیالوگ ماندگار بین کتلین تالی و راب استارک

از دیالوگهای ماندگار سریال game of thrones

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۰۴
محسن حیدری

چرا ند به خانواده اش دروغ گفت؟؟

چرا ند به کتلین درباره ی پدر و مادر جان حقیقت را نگفت ؟ صادقانه، توجه به رفتار کتلین نسبت به جان و بعد ها با لنیسرها،کتلین تالی فقد...باهوش ترین و قابل اعتماد ترین زن موجود نیست،به عقیده ی من.

همانقدر که بامنزلت است،تحریک پذیر و تحت امر احساساتش عمل میکند وقتی که لازم باشد در لحظه بهترین تصمیم را بگیرد.(ربودن تیریون لنیستر و آزاد کردن جیمی لنیستر.) من متوجه میشوم که چرا یک عشق احتمالی بین او و برندون استارک میتوانست باشد، خلق و خوی آن ها میتوانست یکی باشد.
تمام فرزندان تالی بنظر میرسد کمی بی عقل باشند،بیاید صادق باشیم و یک نگاه به اتفاقات اطراف بیندازیم، چون کتلین،لایسا  و ادمور...
در همچین خانواده ای  کاملا قابل پیش بینی است  که بریندون  بلک فیش تالی بهترین عملکردش این باشد که از  ازدواج با بتانی ردواین که برادر بزرگترش هاستر تالی درخواست کرده بود سرباز زند.
بازماندگان بردارشان را تا زمان مرگ هاستر تنها میگذارند اما باز هم بریندون تالی کله شقی را انتخاب میکند و به خواهرزاده اش سانسا برای باز گرفتن شمال کمک نمیکند و نابهنگام میمرد.
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
به یاد بیاورید که شعار خاندان تالی این است
خانواده وظیفه افتخار
اما به نظر میرسد آن شعار زمانی اهمیت دارد که تالی ها حس کنند به نظر نمیرسد که عشق و احساسات خواسته های درستی باشند که احتمالا مساله مهم خانوادگی تالی ها این است آنها کارهایی را به عنوان وظیفه انجام میدهند اما آن وظایف به تلخی از روی غیظ و کینه جویانه انجام میشود.
در خاندان تالی ها حسادت و غرض ورزی روابط بین کتلین و لایسا وحشیانه میکند که یک غیظ بی نظیر بین خواهرها اجازه داد ک پتایر بیلیش با کمک لایسا جان ارین را بکشد و خاندان استارک را به نزاع بیندازد با ظاهر کردن احساس وظیفه به خواهری که کتلین یک سال با او سخن نگفته بود.
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
کتلین حتی از این قضیه آگاه نبود که خواهرش به طور توهمی بابت سقط هایش و مرده زایی هایش خشم زیادی نسبت به او داشت ک مجبورش کرده بود ب دلیل مسائل سیاسی و اتحاد برای شورش رابرت با جان ارین ازدواج کند(به جای ازدواج با بیلیش)
ما این را زمانی میبینیم که کتلین از لایسا درخواست میکند تابرای دفاع از شمال در مقابل لنیستر ها به او کمک کند و لایسا قبول نمیکند او فکرمیکند که حالا رابین خانواده اش است،کتلین،شوهرش و فرزندانش میتوانند بپوسن.
لایسا همچنین خواهرش را با گفتن موضوع همدست شدن با بیلیش در قتل جان ارین و پس از آن نوشتن نامه ی دروغین به کتلین و ایجاد انگیزه برای شروع جنگ ۵پادشاه  او را تحقیر میکند.

خانواده، وظیفه،  افتخار

حقیقت لعنتی!!!!!

برگردیم به این موضوع که ند حقیقت را درباره ی جان به کتلین نگفت

منبع: کانال گات لایف

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۰۲
محسن حیدری

"آن شب در خواب دید که ریگار است و به سمت ترایدنت می‌تازد. اما به جای اسب، سوار اژدها بود. وقتی که سپاه شورشی غاصب را در آن سوی رودخانه دید، همه‌شان زره‌هایی از یخ به تن داشتند، اما او همه را در آتش اژدها فرو برد و آن‌ها همچون قطرات شبنم آب شدند و ترایدنت را به تندابی خروشان تبدیل کردند. بخش کوچکی از وجودش می‌دانست که رویا می‌بیند، اما بخش دیگرش به وجد آمده بود. این چیزی بود که قرار است اتفاق بیافتد."

-رویای دنریس هنگام عزیمت به آستاپور

بخش هایی از کتاب نغمه یخ و آتش

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۶ ، ۱۶:۵۸
محسن حیدری

”مردم معمولی برای باران، فرزندان سالم و یک تابستونی طولانی که هرگز تموم نشه دعا می کنند.
 تا زمانی که آن ها در آرامش باشند به اینکه لرد های بلند مرتبه بازی تاج و تختشون رو انجام میدن هیچ توجهی نمی کنند.
اما آن ها هرگز رنگ آرامش رو نمی بینن"

دیالوگ های ماندگار سریال بازی تاج و تخت

سر جوراه مورمونت خطاب به دنریس تارگرین

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۱۰
محسن حیدری

در اولین قسمت از مرگهای زیبا به اعدام یکی از نگهبانان دیوار که فرار کرده بود و توسط ند استارک سرش از تنش جدا شد خواهیم پرداخت


🗡قاتل: لرد ادارد استارک،والی شمال و حکمران وینترفل


⚰️مقتول: یکی از اعضای جوان نگهبانی شب به اسم ویل«در کتاب این شخص یکی از اعضای قدیمی و پیر نگهبانی شب به اسم گرد بود»



📝علت و نحوه مرگ: طبق قانون هفت پادشاهی وستروس ترک خدمت نگهبانی شب به هر دلیلی مجازات مرگ را در پی دارد.ویل که شاهد مرگ دو برادر قسم خورده اش و چهره دهشتانک وایت واکر ها بود،به حدی از این قضیه که تا قبل از این آن را افسانه میدانست ترسید که با تمام سرعت از آن محل فرار کرد اما نه به مقصد قلعه سیاه،بلکه به آنسوی دیوار و سرزمین های داخلی.وی توسط گشتی هایی که در هدیه برندون «brandon gift» برای دستگیری فراری ها نگهبانی مستقر شده اند دستگیر شد و با وجود تقلای بسیار و گفتن آنچه دیده بود در نهایت با شمشیری عظیم و با تیغه والریایی به نام آیس«یخ» که متعلق به خاندان استارک بود، بدست حاکم خاندان و والی شمال سرش از تن جدا شد.


🗺محل قتل: وستروس،اقلیم شمال،هدیه برندون در نزدیکی وینترفل


👁‍🗨نکات و اشارات تصویر: شمشیری که در وسط تصویر قرار دارد آیس است که آلت قتل است و به نحوی معرف قاتل که یک استارک است و محل که خون از آن جاری شده است هم یک کنده است که به نحوه مرگ اشاره دارد که اعدام به وسیله قطع شدن سر با شمشیر بوده است و همچنین خود خون  به شکل نقشه وستروس است که میتواند دو علت داشته باشد، یکی اینکه اولین قسمت از سریال است و خب اولین باری است که قدم به وستروس گذاشته ایم و دیگری میتواند این باشد که با توجه نکردن به سخنان نگهبان فراری و باور نکرد وجود وایت واکر ها وستروس به خاک و خون کشیده خواهد شد،همچنین در قسمت بالایی تصویر در کادر خاکستری زیر کوه های سفید،که میتوانند اشاره به شمالی بودن محل و بارش برف در آن نقطه داشته باشند،تصویر وینترفل با کمی دقت قابل تشخیص است که هم به محل وقوع مرگ و هم به اولین محلی که پس از دیوار دیده میشود اشاره دارد و بازهم به هویت قاتل به عنوان یک شمالی و یک استارک وینترفلی اشاره میکند.


📜گوینده جمله: ادارد استارک پس از اعدام فراری و با دیدن چهره متفکر برن و در یک مکالمه کوتاه در مورد علت مرگ ویل و اینکه چرا لرد ادارد باید حتما با دستان خود وی را میکشته به او میگوید که کشتن یک شخص بوسیله جلاد بی انصافی در حق او و عملی بزدلانه است و در نهیات میگوید: کسی که حکم میده باید شمشیر رو حرکت بده.

منبع: کانال وینترفل

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۰۸
محسن حیدری

از میان دود گروهی از سواران زره پوش بیرون آمدند. بالای سرشان بزرگترین پرچم ها در اهتزاز بود... پرچم های سلطنتی... پرچمی زرد با زبانه های نوک تیز قلبی مشتعل... دیگری شبیه به ورق طلای مسطح با نقش گوزن سیاه در حال جهیدن... در هوا میرقصیدند و موج بر میداشتند.
جان لحظه ای دیوانه وار اندیشید: رابرت... به یاد اوون(مردی که گمان می کرد رابرت نمرده و در برابر وحشی ها از دیوار دفاع می کند) افتاد اما هنگامی که طبل ها دوباره کوبیدند، شوالیه ها نام دیگری را فریاد میزدند؛``استنیس، استنیس، استنیس...``

-افکار جان اسنو هنگام حمله ی استنیس به مردم آزاد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۰۴
محسن حیدری

ساخت برج های غول پیکر در استودیو تایتانیک بلفاست برای لوکیشن های فصل هشتم سریال game of thrones

از شروع ساخت و سازهای رمزآلود در استودیو تایتانیک، اکنون با توجه به شواهد به این نتیجه رسیده ایم که این ساخت و سازها مربوط به حوالی «بارانداز پادشاه» است و به نظر میرسد که عملیات ساخت آنها تقریبا به اتمام رسیده است. اما همچنان شاهد ساخت دو برج غول آسا هستیم که گویا مربوط به برج های نگهبانی دروازه شهر است.

اینگونه بنظر میرسد که قسمت های فوقانی این برج ها ابتدا بر روی زمین ساخته شده اند و سپس روی دو قسمت دیوار دروازه قرار گرفته اند. نکته ی جالب توجه آنست که این برج ها، همانند سازه های سایت وینترفل، به جای اینکه در مرحله پس تولید توسط جلوه های ویژه به سریال اضافه شوند، واقعا در حال ساخت هستند و این بدان معناست که بازیگران قرار است مستقیما در تعامل بسیار زیادی با این سازه ها قرار گیرند که مجموعه را وادار به ساخت فیزیکی این سازه ها کرده است.

با این اوصاف، همچنان دشوار است که اندازه این سازه ها تشخیص داده شوند، اما به گفته شاهدان محلی، این دو برج تقریبا 50% از برجی که در ابتدا ساخته شده اند، بزرگتر هستند. البته شایان ذکرست دلیل هم اندازه دیده شدن برج ها در تصاویر، پرسپکتیوی هست که بخاطر فاصله برج ها در استودیو تایتانیک بوجود آمده است. ضمنا گفته میشود این سازه ها، برج های نگهبانی دروازه ای هستند که منتهی به خیابان اصلی پایتخت میشوند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۰۲
محسن حیدری

در این پست قصد داریم یک تئوری که این روزها دست به دست میچرخد را بررسی کنیم ، آیا تیریون زبانش را از دست میدهد؟

علیرغم اینکه تیریون در حال گذراندن بهترین اوقات خود در طول سریال است، اما بارها دیده ایم که حرف های تیریون، او را در موقعیت های بدی قرار داده و نزدیک بوده که سر سبزش را به باد دهد.

گرچه بریدن زبان در GoT زیاد مرسوم نیست اما در کتاب، تعداد به نحو چشمگیری بیشتر از مجموعه است. از طرفی هم برکسی پوشیده نیست که بهترین راه مجازات تیریون یا انتقام گرفتن از او، بریدن زبانش است.

تعداد شخصیت هایی که تهدید به بریدن زبان تیریون کرده اند، خیلی کم نیست. مخصوصا که در کتاب هم، این تعداد بسیار بیشتر است. از جافری براتیون تا جورا مورمونت، هر یک حداقل یکبار تیریون را تهدید کرده اند، حتی در موردی هم خود تیریون تمایل خودش را به بریدن زبانش در رویارویی با اوبرین مارتل اعلام میکند. اما افرادی که بر تهدید خود مصر هستند، انگشت شمارند و نام سرسی در بالای این سطر، بخاطر کینه طولانی از برادر کوچکترش خودنمایی میکند. افرادی مثل واریس و یورون هم گزینه های محتملی برای این کار هستند.

خواهر و برادران لنیستری سابقه ای طولانی در از دست دادن آنچه برایشان مهم است، دارند. از جیمی که دستی که با آن شمشیر میزد را از دست داد تا سرسی که زیبایی و شکوهش را در کفاره گناهانش از دست داد. و در این میان، از دست دادن فرزندان سرسی و جیمی هم خود نکته قابل توجهی است و حال، گویا قرعه به نام تیریون در می آید تا با ارزشترین دارایی خود، یعنی زبانش را از دست بدهد.

تبدیل شدن تیریون به کسی که مهمترین توانایی خود ، یعنی صحبت کردن، را از دست میدهد میتواند به قصه ای دردناک و البته جالب بدل شود. این نکته را هم باید در نظر گرفت که هر کسی که در طول بازی تاج و تخت، چیز باارزشی را از دست داده، از جیمی و سرسی تا برن و تیون، هر کدام چند فصل فرصت داشته اند تا بر این فقدان فائق بیایند. اما در این دیرهنگام، از دست دادن چیزی این چنین گرانبها برای تیریون، خو نوعا یک تراژدی تمام عیار است.

اینها، همه حدس و گمان هایی است که بر اساس تجربه ای که در طول این هفت فصل داشتیم، زده شده است. و باید در نظر داشت، هر چیزی در کتاب مارتین، امکان پذیر است.

منبع: کانال وستروس

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۰۱
محسن حیدری

بعد از فرار تیریون، جورا و پنی دخترک کوتوله ی همراه آنها از دست برده داران،
 تیریون با وعده ثروت کسترلی راک  ترتیبی داد تا هرسه آنها به یک گروه مزدور به نام پسران دوم  تحت فرماندهی بن پلام قهوه ای بپیوندند.
در کتاب آنها هنوز با دنریس ملاقات نکرده اند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۲۸
محسن حیدری