دانلود سریال game of thrones

دانلود و اخبار سریال game of thrones

دانلود سریال game of thrones

دانلود و اخبار سریال game of thrones

اخبار و دانلود سریال game of thrones

دانلود ، اخبار ، بازیگران ، عکس و همه چیز از سریال game of thrones

آخرین نظرات

۳۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کتاب نغمه یخ و آتش» ثبت شده است

سرسی تب داشت و ملتهب بود،
"فورا بیا،کمکم کن...نجاتم بده...
الان بقدری نیازت دارم که هیچوقت اینطور محتاجت نبودم،
دوستت دارم،
دوستت دارم،
دوستت دارم،
فورا بیا..."

وایمن جلوی در پرسه میزد و انتظار میکشید...
استاد پس از سکوتی طولانی پرسید:
"سرورم مایل هستید که پاسخی بنویسید؟"

دانه برفی روی نامه فرود آمد...
همزمان با ذوب شدن،جوهر را محو کرد،
جیمی لنیستر نامه را دوباره پیچید،به فشردگی که یک دست اجازه میداد، و آن را به پیک داد،
"نه...
این رو آتش بزنید..."

دیالوگ های ماندگار در کتاب نغمه یخ و آتش

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۵۲
محسن حیدری

نگاهی به قوانین دوتراکی ها:

هر کال همخون هایی  دارد. نیمه محافظ، نیمه برادر و همکار، همخون ها کال را در کارهای روزمره اش محافظت و همراهی می کنند.

سنت های باستانی می گویند وقتی کالی می مرد، همخون هایش نیز با او می مردند. اگر کالی در میدان نبرد می مرد، همخون هایش تنها آنقدر زنده می ماندند که انتقام او را بگیرند و سپس مدت اندکی پس از آن می مردند.

گفته شده که بعضی کال ها نه تنها کارهای روزمره شان بلکه همسرانشان را نیز با همخون هایشان شریک می شوند.
 هرچند اسب ها هرگز بین کال و همخون هایش تقسیم نمی شود. کال و همخون هایش معمولا یکدیگر را به صورت (blood of my blood) خطاب می کنند .


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۴۹
محسن حیدری

وقایعی از کتاب نغمه یخ و آتش:

جیمی هنگام جدا شدن از برین شمشیر والریایی، اوث کیپر  را که از طرف پدرش به او هدیه داده شده است را به برین می دهد و به او دستور می دهد تا سانسا استارک را از دست سرسی در امان نگه دارد.

به دلیل اینکه این شمشیر از ذوب کردن شمشیر والریایی ادارد استارک درست شده است، جیمی به برین می گوید که عادلانه تر است برین با فولاد خودِ ند استارک مراقب سانسا باشد.
جیمی که می داند کسانی هستند که در ازای جایزه ای که از طرف سرسی تعیین شده، او را لو می دهند. برای مواظب برین، دو کیسه پر از سکه های اژدهای طلایی و گوزن نقره ای به او می دهد، به علاوه زره، یک اسب، یک زین، سپری با نشان خاندان لتستون  و نامه ای مهر و موم و امضا شده از طرف تامن، که می گوید برین در خدمت شاه است و نباید به جلوی او گرفته شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۴۴
محسن حیدری

دوازده هزار سال پیش از اگان فاتح ؛

🐲

هجوم مردان اولیه به وستروس :

گروهی از انسان ها از اسوس به وستروس هجوم آوردند .این انسان ها به نام مردان اولیه شناخته شدند و به همراه خود سلاح و برنز به وستروس آوردند . 
برای پایان دادن به هجوم و ورود مردان اولیه به وستروس ، فرزندان جنگل تلاش کردند چکش آب را بسازند تا پل زمین را بشکند . این کار منجر به درست شدن Broken Arm در جزایر استپ استونز شد .
تعداد مردان اولیه بسیار بیشتر و اندازه آن ها بزرگتر بود . همچنین آن ها قوی تر و پیشرفته تر از فرزندان بودند که تمام تلاش خود را می کردند که از مهاجمان را با ابزار های جادویی و سلاح هایی از جنس ابسیدیان دور کنند .
اما تلاش های آن ها بی فایده بود و مردان اولیه هر روز پیشروی بیشتری در زمین های فرزندان جنگل می کردند و قلمرو های پادشاهی جدیدی پایه گذاری می کردند .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۴۰
محسن حیدری

قبل از ورود مردان اولیه زمین های وستروس محل زندگی موجودات اسرار آمیزی بود که جثه کوچکی داشتند . چهره آن ها مانند انسان  و قد آن ها به اندازه قد کودکان بود .غول ها آن هارا مردم کوچک سنجابی می نامیدند .اما فرزندان جنگل خود را کسانی که موسیقی زمین را می خوانند ، معرفی می کردند .
در زمان زندگی فرزندان جنگل که ما آن دوره را ماقبل تاریخ می نامیم غول ها و موجودات جادویی دیگری نیز در وستروس زندگی می کردند .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۳۸
محسن حیدری

جان برخاست . رویاهای گرگی این اواخر بیشتر و واقعی تر شده بود و او متوجه شده بود که حتی پس از بیدار شدن هم آن ها را به یاد دارد .
گوست میدانست که گری ویند مرده ، راب به خاطر خیانت مردانی که فکر می کرد دوستانش هستند در برج های دوقلو مرده بود و گرگش را هم همراه او نابود کرده بودند .
بران و ریکان هم به قتل رسیده بودند ، آن هم به دست تیون گری جوی نامرد که زمانی نگهبان شخصی پدرشان بود ...
اما رویاها دروغ نمی گفتند . گرگ های آن ها فرار کرده بودند . در قصر ملکه طلایی یکی از آن ها از میان تاریکی بیرون آمده و زندگی جان را نجات داده بود . او به طور حتم خود سامر بود . خز هایش خاکستری بودند و جان می دانست که شگی داگ ریکان ، سیاه رنگ است .
جان اندیشید که آیا ممکن است بخشی از وجود برادرانش درون گرگ ها زنده باشد؟؟؟

افکار جان اسنو در کتاب نغمه یخ و آتش

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۵۳
محسن حیدری

اگه به اندازه کافی بنوشم ممکنه خواب اژدهایان رو ببینم
در کسترلی راک ، هنگامی که هنوز کودکی تنها بود ، اغلب شب ها اژدها سواری می کرد . تظاهر می کرد که یکی از شاهزادگان گمشده تارگرین یا یکی از لرد های اژدها اهل والیریا است . یک بار وقتی عموهایش از او پرسیدند که برای زادروزش چه هدیه ای می خواهد ، او التماس کنان یک اژدها درخواست کرده و گفته بود :" لازم نیست خیلی هم بزرگ باشه ، یه اژدهای کوچولو خوبه . درست اندازه خودم ." عمو گریون فکر کرده بود این حرف خنده دار ترین حرف دنیاست ، اما عمو تایگت گفته بود :"آخرین اژدها صدها سال پیش از دنیا رفته بچه جون ." این حرف آنقدر ظالمانه بود که پسر بیچاره آن شب گریه کنان به خواب رفت .
با وجود این اگر ادعاهای این تاجر پنیر حقیقت داشت ، دختر پادشاه دیوانه حالا سه اژدهای زنده داشت . دوتا بیشتر از آن چه یک شاهدخت تارگرین نیاز داشت . تیریون یک جورهایی از این که پدرش را کشته بود ، احساس ناراحتی می کرد . دلش می خواست صورت لرد تایوین را ببیند وقتی می فهمید که ملکه تارگرین ها دارد همراه سه اژدها به وستروس می آید  ، آن هم به کمک نقشه های یک خواجه و یک تاجر پنیر که به اندازه ی نصف کسترلی راک هم ثروت نداشتند .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۶ ، ۱۲:۱۴
محسن حیدری

خبری جدید بخوانید از دنیای کتابهای فانتزی

جرج آر. آر. مارتین، نویسنده مجموعه کتاب‌های «بازی تاج و تخت» اعلام کرده است که در حال نوشتن داستان دو جلدی دیگری به نام «خون و آتش» است و اولین جلد آن به زودی منتشر خواهد شد.
این کتاب به تاریخچه خاندان «تارگرین» می‌پردازد.
مارتین مشخص نکرد که کتاب «بادهای زمستانی» (کتاب ششم از سری کتاب های «نغمه یخ و آتش») قبل یا بعد از داستان «خون و آتش» منتشر خواهد شد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۳۰
محسن حیدری

ملکه دست او را نوازش کرد. اما بهت می گیم که چی باید بنویسی، دخترم. مساله مهم اینه که تو مصرانه از لیدی کتلین و برادرت بخوای که صلح پادشاه رو زیر پا نگذارند.
استاد بزرگ پایسل گفت: «اگه نپذیرند براشون گرون تموم میشه. به خاطر عشقی که به اونا داری، باید اصرار کنی که از مسیر خرد منحرف نشن..»
ملکه گفت: «مادر والا مقامت حتما به شدت نگرانته. باید بهش بگی که حالت خوبه و ما ازت مراقبت می کنیم، با محبت با تو رفتار می کنیم و به هر خواسته ات رسیدگی می کنیم. از شون درخواست کن که به بارانداز پادشاه بیان و موقع تاجگذاری به جافری سوگند وفاداری بخورن. اگه این کار رو بکنند. چرا که نه، وقتی ما فهمیدیم که خون تو لکه دار نیست و بعد اینکه زنانگیت شکفت، در سپت اعظم بیلور، مقابل چشمان خدایان و انسانها، با پادشاه ازدواج می کنی.
... ازدواج با پادشاه... نفسش به شتاب افتاد...
و درنهایت چهار نامه به مادرش،خاله لایسا،پدربزرگش در ریوران و برن در وینترفل نوشت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۲۵
محسن حیدری

"آن شب در خواب دید که ریگار است و به سمت ترایدنت می‌تازد. اما به جای اسب، سوار اژدها بود. وقتی که سپاه شورشی غاصب را در آن سوی رودخانه دید، همه‌شان زره‌هایی از یخ به تن داشتند، اما او همه را در آتش اژدها فرو برد و آن‌ها همچون قطرات شبنم آب شدند و ترایدنت را به تندابی خروشان تبدیل کردند. بخش کوچکی از وجودش می‌دانست که رویا می‌بیند، اما بخش دیگرش به وجد آمده بود. این چیزی بود که قرار است اتفاق بیافتد."

-رویای دنریس هنگام عزیمت به آستاپور

بخش هایی از کتاب نغمه یخ و آتش

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۶ ، ۱۶:۵۸
محسن حیدری